نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شده اجابت دعام بالآخره اومد بابام دوباره میتونم بگم بابا سلام دیر اومدی حالا که دخترت شده پیر اومدی حالا که از دنیا شدم سیر اومدی دیر اومدی بابا سه سالمه ولی قدم خمیده دیگه دووم آوردنم بعیده روزای من مثل شبام سیاهو موهام شبیه دندونام سفیده من الذی ایتمنی بابا جون نه زخم و نه آبله نه طناب و نه سلسله بابا فقط از دست زجر دارم گله خیر نبینه یه جوری زد که جاش رو گونهم بشینه میزد و میگفت که تو حقت همینه خیر نبینه بابا دیگه سر و رویی برام نمونده کمون ابرویی برام نمونده پنجههای زجرو ببین میفهمی چرا دیگه مویی برام نمونده من الذی ایتمنی بابا جون کاش بمیره دشمنت مگه کجاها بردنت با سر اومدی پیش من کجاست تنت؟ جون نداری سر بریده چرا سامون نداری شبیه من تو هم که دندون نداری جون نداری بابا گفتی بدون من سفر نمیری تو رفتی رو نیزه و من اسیری بگو کجا دستاتو جا گذاشتی چجور میخوای منو بغل بگیری من الذی ایتمنی بابا جون شعر: محمدجواد ابوتراب زاده ملودی: محمدرضا محمدی ایتا: https://eitaa.com/tekyenokari انجمن ادبی تکیه نوکری
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد