نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سروُکارِ عاشقا با ناله و اشک و غمه میشینه رویِ لبِ اهلِ دو عالم زمزمه شاهِ مظلومیت و غربت و درد و غم علی میشه از ضربهیِ کین امشب مهمونِ فاطمه تابوتش مثلِ مدینه مخفیونه داره رویِ شونهها میره زِ خونه حسنین و ملائک بابا رو بردن زینب از غمهایِ حیدر پریشونه بابا حیدر /۳/ بابا باید آسمون مثهِ چشمایِ زینب بباره خونهیِ بی تو دیگه بابا صفایی نداره خدا میدونه فقط چقدر مصیبت کشیده هنوزم عزادارِ سیلی و چشمایِ تاره به خدا هیچوقت یادش نمیره بانوش دستشو از درد میزد به رویِ پهلوش با چادرِ خاکی بعد از غمِ کوچه حتی تو خونه پیشِ علی پوشوند روش بابا حیدر /۳/ بابا مگه میشه شبایِ کربوبلات یادم بره مگه میشه صفایِ صحنوسرات یادم بره مگه میشه گنبد و گلدسته و ایوون طلات مگه میشه موجایِ نهرِ فرات یادم بره کربلات رویایِ هر روزمه آقا آرزومه دیدنِ علقمه آقا شبِ جمعه زائرِ شیشگوشهیِ تو با آه و گریه میشه فاطمه آقا حسین ارباب /۳/ ارباب sehreashk@
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد