نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو آسمونِ چشمِ ما اشکایِ غصّه حلقه بست سرِ بابا و دلِ ما تویِ شبایِ قدر شکست مردِ خیبر و خندقه که تیکهگاهش داداشه چرا خدا بیرمقه خون سدِّ دیدِ چشماشه زینب چی میبینه خدا چرا سرت شده دو تا ضربِ کدوم نامرد شکست پیشونیِ تو رو بابا بابایِ مظلومم علی /۴/ دوباره تو چشمِ حسن یه بغضِ سنگین میبینم چشمِ داداشمو مثِه اون روزا غمگین میبینم مثلِ روزی که تو خونه مادر اَزت رو میگرفت یه دست واسه دعا بالا یه دست به پهلو میگرفت خوب میدونم دلت شده تنگ واسه دیدنِ مادر زمزمه و حالت شده وداع با ما و برادر بابایِ مظلومم علی /۴/ تویِ شبایِ رمضون که به خدا نزدیکترم میگیرم از تو آقاجون براتِ دیدارِ حرم یاعلی حلِّ مشکلاست نغمهیِ شیرینِ دلاست دلی که رشتهش عمریه گِره به اِیوونِ طلاست بذار بازم نگام بشه خیره به اِیوونِ طلا تا از نجف راهم وا شِه به شهرِ رویا کربلا آقام حسین آقام حسین /۴/ کربلایی که عمریه تو حسرتِ دیدنشم شیشگوشهای که عاشقِ دیدن و بوسیدنشم کوچهای که زینتِشِه حریمِ سلطان و وزیر آقایی که مدالشه تو عرشِ حق نِعمَالامیر تو حسرتِ کربوبلات یه عمره میسوزم حسین یه آرزو تو سینهمِه دیدنِ بینالحرمین آقام حسین آقام حسین /۴/ sehreashk@
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد