یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
یک روح واحدند، ولی از بدن، جدا
در اتحاد نیست تو از او و من جدا
این دو، دو نیستند، تجلی وحدتند
پس باطناً یکاند، ولی ظاهراً جدا
جسمش کنار خیمه و روحش کنار عرش
این گونه هیچ کس نشد از خویشتن جدا
میبرد با خودش همۀ اهل بیت را
پس داشت میشد از همۀ پنج تن، جدا
حال غریب بهتر ازین که نمیشود
این است آخر عاقبت از وطن جدا
از نیزهها بپرس چرا هر چه میکشید
اصلاً نمیشد از بدنش پیرهن جدا
در غارتش کسی به کسی پا نمیدهد
یا میشود لباس جدا، یا بدن جدا
افتاده است گوشۀ گودال سر جدا
افتاده است گوشۀ گودال تن جدا
این کشته هم حسین هم انگار زینب است
این دو، دو نیستند، ولو ظاهراً جدا