یارب همیشه دیدۀ خورشید تار باد
فتحعلی شاه قاجارپسندیدن0
بازدید1K
یارب همیشه دیدۀ خورشید تار باد
تا روز حشر سینۀ گردون فکار باد
داد از زمین و چرخ که بیداد کردهاند
این بیمراد باشد و آن برقرار باد
شهباز صید کرکس مردار خوار شد
نسرین چرخ، چرخ بلا را شکار باد
پیوسته چشم زال فلک از خدنگ غم
تاریک همچو دیدۀ اسفندیار باد
شد تشنه کام کشته چو سلطان دین حسین
در کام آب زندگیام ناگوار باد
چون از پی شفاعت ما جان نثار کرد
«خاقان» به مرقد شه دین جان نثار باد
منت خدای را که فلک هست چاکرم
شاهنشه جهانم و درویش آن درم