گویی که تنگ بوده زمین از برای تو
پسندیدن0
بازدید1K
گویی که تنگ بوده زمین از برای تو
کاینسان به روی نیزۀ اعداست، جای تو
یا خواستی ز مهر شوی سایۀ سرم
قربان مهربانی و مهر و وفای تو!
بابا! بیا که بوسه زنم حنجر تو را
جان را بهای بوسه نمایم فدای تو
قرآن به نیزه خوانی و اعجاز میکنی
ای من فدای آن لب معجزنمای تو!
این غم کُشد مرا که به صحرای کربلا
دشمن امان نداد بگیرم عزای تو
زد تازیانه بر تن من بین قتلگاه
چون گفتمش نمیروم از کربلای تو
از بهر گوشواره چهها دید گوش من
باشد گواه دخترک تو، خدای تو
تنها نسوخت «کرببلایی» ز داغ غم
سوزد دل هر آن که بُوَد آشنای تو