گوش کن این صدایِ یک طفل است
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید4
گوش کن این صدایِ یک طفل است گوش کن از مدینه میآید نِی شرارهست این صدا گریهست صوت با سوزِ سینه میآید گریهیِ کودک است یا انگار صورِ محشر دمیده اسرافیل نالهیِ کودک است یا دادار بینِ مقتل خریده اسماعیل اشکها پر حکایت و معنا دانه دانه چو دُر به رُخ غلتان مرکزِ صوت خانهیِ مولا علّتِ نالهها فقط هجران حالِ نوزاد حالتی دیگر بر فغانش نیافت کس چاره آتشی بود زیرِ خاکستر ضجّهاش کرد قلب را پاره آشنا بود وزنِ این آوا با صدایِ علی امیرِ عرب کاَندر آغوشِ مهرِ خود زهرا داشت دُردانهیِ زَمان زینب میکشد یاس نازِ دردانه میدهد دستِ احمد و حیدر دورِ شمعش شدهست پروانه تا که آرام گیرد این دختر رویِ دستِ نبی نشد آرام در برِ مرتضی قرارش نیست با حسن داشت گریههاش دوام گریه فریاد زد نگارش کیست اشک ناگَه به دیده شد دربند کودک آرام شد زِ شیون و شین گشت تبدیل گریه بر لبخند گفت نوزاد اَلسّلامْ حسین او حسینی شد و حسینی ماند باعثِ افتخارِ زهرا شد یاحسین گفت و غصّه از دل راند وارثِ اعتبارِ زهرا شد دخترِ شاهِ لوُکَشَف بود و ..... در شجاعت چو شیر غرّان بود دائماً سر به سجده میسود وُ ..... در نیایش چو ابر گریان بود فاطمی عصمت و علی آئین صبرِ او چون کریمِ آلُاللّه معنیِ اختلاطِ عشق و یقین عاشقِ سینهچاکِ ثاراللّه او فهیمه مُفهّمِه دانا ذکرِ ربِّ جلیل بر لب داشت او نفیسه مُنفِّسه برپا دلِ شب ذکرِ دوست بر لب داشت غصّهدارِ غمِ در و دیوار ذکرِ امَّن یُجیب میخواند عصرِ عاشور کاروانسالار با حسینِ غریب میماند اَلسّلام اِی ملیکهیِ دوّم مادرِ صبر و اشک و تاب سلام ای سرت چون حسین در خون گم ای پریشانِ مشک و آب سلام