گواه سینۀعشق ست، داغدارى ما
قادر طهماسبیپسندیدن0
بازدید1K
گواه سینۀعشق ست، داغدارى ما
به باغبانى درد است، لاله کارى ما
به راه خیزش ما، گر چه نیزه کاشتهاند
جوِى نکاسته از شور تکسوارى ما
به رود بستۀ تاریخ، داده درس شتاب
در آبراه هدف، موج بیقرارى ما
به زیر سایۀ طوبى قدانِ عاشورا
نرُسته سروِ بلندى به استوارى ما
ازین کتیبۀ گلرنگ، مىتوان دریافت
همیشگى ست درین شهر، داغدارى ما
صلا زدى که: کسى هست یاریَم بدهد؟!
بلى حسین من! آنک خروش یارى ما
اگر چه دیر، صلا را شنیدهایم امّا
بگیر هر چه غرامت ز خون جارى ما
بگو به دشمن مغلوب ما، که در راه است
هنوز حادثۀ ضربههاى کارى ما
امید منتظران! با ظهور خود بزداى
غبار اشک، ز چشم امیدوارى ما
فرید! خطّ شهادت، همیشه حایل باد
میان خستگى و پاى پایدارى ما