گل در مسیر غارت کولاک مانده بود
حمیدرضا شکارسریپسندیدن0
بازدید1K
گل در مسیر غارت کولاک مانده بود
زیر تهاجم خس و خاشاک مانده بود
در پیش چشم مضطرب و شرمگین رود
روح لطیف آب عطشناک مانده بود
زیر نگاه سنگى و گستاخ کرکسان
شیرى اگرچه زخمى، بیباک مانده بود
شب بود و شب، سپیده سر سرزدن نداشت
شب بود و آفتاب که بر خاک مانده بود!
کوچید آفتاب، و از او به یادگار
یک کاروان ستارۀ غمناک مانده بود!
از التهاب صاعقه، در روزگار شب
در ذهن خاک، خاطرهاى پاک مانده بود