گریه مکن، اِنَّ...اصطفایی را که میبوسی
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1.1K
گریه مکن، اِنَّ...اصطفایی را که میبوسی
پیغمبر وقت جدایی را که میبوسی
آه تو را آخر در آوردند، ابراهیم!
در خیمه اسماعیلهایی را که میبوسی
باور کن آهوی نجیبت بر نمیگردد
بی فایده است این ردپایی را که میبوسی
بگذار لبهایت حسابی توشه بردارند
شاید بریزد جای جایی را که میبوسی
تا چند لحظه بعد، "بابا" هم نمیگوید
این خوش صدای کربلایی را که میبوسی
یاد شب دامادیاش یک وقت میافتی
با گریه این زلف حنایی را که میبوسی
یعنی کتاب توست، ترتیبش بهم خورده؟
این صفحههای جابجایی را که میبوسی
تو در طواف کعبۀ پاشیدهات هستی
پس پردۀ کعبه است عبایی را که میبوسی