گرچه درخت سرو منعّم نمیشود
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1.4K
گرچه درخت سرو منعّم نمیشود
زین پس کسی شبیه حسین خم نمیشود
غارتزده منم که ترا میدهم ز دست
دیگر چنین بساط، فراهم نمیشود
تو بهر من همان قد رعنای سابقی
یک ذره از شکوه قدت کم نمیشود
زلف مرا دگر سرشانه حریف نیست
بعد از تو این سپاه، منظم نمیشود
ای کعبه از طواف سنان زخم گشتهای
این خانه به جز زخم مکرّم نمیشود
سر برمدار از سر دامان من اخا
آیا حسین بهر تو محرم نمیشود؟
کار خداست، عیب به زنها نمیکنم
دیگر گره به مقنعه محکم نمیشود
بازو تکان نده که تکان میخورد دلم
زینب نمرده، پرچم تو خم نمیشود
امالبنین چگونه بخواند ز داغ دل
دم بی دو دست ناظم دم دم نمیشود
بر زخم ابروان تو دادیم منصبی
بی حکمرانی تو محرّم نمیشود