که بود این موج؟ این دریا؟ که خواب از چشم دریا برد
سیدمهدی حسینیپسندیدن0
بازدید1.4K
که بود این موج؟ این دریا؟ که خواب از چشم دریا برد
َ شب را از سراشیب سکون تا اوج فردا، برد
کدامین آفتاب از کهکشان خود، فرود آمد؟
که اینگونه زمین را تا عمیق آسمانها برد؟
صدای پای رودی بود و در قعر زمان پیچید
و بُهت تشنگی را از عطشناک دل ما برد
کسی آمد، کسی آنسان که دیروز توهّم را
به سمت مشرق آبیترین فردای فردا برد
کسی که در نگاهش شعله آیینه میرویید
و تا آنسوی حیرت، تا خدا، تا عشق ما را برد
به خاک افکند ذلّت را، شرف را از زمین برداشت
و او را تا بلندای شکوه نیزه بالا برد
دوباره شادیام آشفت، با اندوه شیرینش
مرا تا بیکران آرزو، تا مرز رویا برد
بگو با من، بگو ای عشق، گرچه خوب میدانم
که بود این موج، این طوفان که خواب از چشم دریا برد؟