کلامی را نمیبینم که شأنش را عیان سازد
محمد جواد مطیعهاپسندیدن0
بازدید15
کلامی را نمیبینم که شأنش را عیان سازد مگر لطف خدا جاری کلامی بر زبان سازد مقامی را که ممسوس است در ذات خداوندی چگونه میتواند چون منی آن را بیان سازد رُخش احمد، قدش حیدر، نفسهایش مسیحایی خدا آورده اورا تاکه رشک اِنس و جان سازد از آن خُلق کریمانه که ارث از مجتبی برده توانَد از کرم دریا کران تا بیکران سازد جنان آمد پدید از گوشهی لبخند بابایش در آغوش پدر خندد، جنانی در جنان سازد پِی آب حیاتاند و نمیدانند اگر خواهد جهانِ پیر را با یک نگاه خود جوان سازد اگر افتاده از پایی، بزن درب سرایش که زِ هَر افتاده گیرد دست، از او یک قهرمان سازد دلا غافل مشو یکدم ز الطاف علیاکبر که هر چه از خدا خواهی، علیاکبر همان سازد