کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته ست
علی انسانیپسندیدن0
بازدید15
کسی که راه به باغ تو چون نسیم گرفته ست صراط را ز همین راه مستقیم گرفته ست تو از عشیرهی عشقی ، تو از قبیله ی قبله که عطر ، مرقدت از جنّت النعیم گرفته ست گدای کوی تو امروزه نیستم من و دانی سرم به خاک درت ، اُنس از قدیم گرفته ست همیشه سفرهی دل باز کرده ام به حضورت که فیض باز شدن غنچه از نسیم گرفته ست همیشه عبد حقیر است در برابر معبود به جز تو کی سِمَت عبد ، با عظیم گرفته ست بر این بهشت مجسّم قسم که زائر صحنت به کف براتِ نجاتِ خود از جحیم گرفته ست مَلَک غبار ، ز قبر تو تا نَرُفته نرَفته در این مقام ، فلک خویش را مقیم گرفته ست چگونه چشم کرم زین حرم نداشته باشم ؟ که هر کبوتر تو ذکر " یا کریم " گرفته ست کسی که زائر تو شد ، حسین را شده زائر که رنگ و بو حرم تو از آن حریم گرفته ست