کجاست قامت سبزت؟ بهارمان بس نیست
عباس چشامیپسندیدن0
بازدید0
کجاست قامت سبزت؟ بهارمان بس نیست بیا، بتا و بتازان، سوارمان بس نیست دو چشم میکنم این کوه و کاه را بر راه اگر اشاره کنی، انتظارمان بس نیست چه فکر میکنی ای آسمانترین روشن؟ چه فکر میکنی؟ آیا غبارمان بس نیست؟ به ما بگو که جز این لهجهها چه باید خواند؟ به ما که ناله شبزندهدارمان نیست مخواه گریه، بپرهیز و از من ای مولا اگر چه عده پرهیزکارمان بس نیست کجای خاک بخوابانم این همه گل را؟ بس است، ساقه شکستن مزارمان بس نیست زیاد سفر میکنی دل ناچیز یقین بدان سفر هست، بارمان بس نیست