کتیبه بر در و دیوار بستند
میثم مؤمنینژادپسندیدن0
بازدید100+
کتیبه بر در و دیوار بستند دل آیینه رویان را شکستند عزای سامرا داغ مدینه است حسنها داغدار کوچه هستند ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ ز گلبرگ دو چشمش یاس افتاد دلش در آتش احساس افتاد میان کاسه ی آبش چه میدید که یاد حضرت عباس افتاد ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ عزایش رستخیز روضه ی ماست عطش هم اشک ریز روضه ی ماست امام از کودک خود آب میخواست همین جمله گریز روضهی ماست ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ دلش لرزید پای دستهایت نمی داند عزای دستهایت گدا از سامرا با دست پر رفت دعا کرد از برای دستهایت ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ دل و جان در عزایت گریه کردند فراوان در عزایت گریه کردند کریم سامرایی ای حسن جان کریمان در عزایت گریه کردند