کاش میشد بنویسم که گرفتار شدم
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید500+
کاش میشد بنویسم که گرفتار شدم مثل خورشید گرفتار شب تار شدم مرد این شهرم و بر پیرزنی مدیونم این هم از غربت من بود که ناچار شدم من نمیخواستم علّت دلواپسیِ معجر زینب کبری شوم، انگار! شدم من بدهکاری خود را به همه پس دادم به تو اندازۀ یک شهر بدهکار شدم من در این خانه، تو در خانۀ خولی، تازه با تو همسایه دیوار به دیوار شدم کاش میشد بنویسم کفنی برداری کفنی نیست اگر، پیرهنی برداری