کاش این زخم دوا با دمِ زهرا میشد
حسین ایمانیپسندیدن0
بازدید27.3K
کاش این زخم دوا با دمِ زهرا میشد مادرم بود و پدر باز مداوا میشد نسخهیِ أمَّن یُجیبی که طبیبش داده کارگر بود اگر فاطمه پیدا میشد دست بر پهلویِ ما دستِ دعا برمیداشت تا زمینگیر از این زمزمه سرپا میشد اگر او بود علی باز تحمّل میکرد پیشِ زهرا قدِّ این مرد کجا تا میشد ؟! زهرِ این تیغ حریفِ شاهِ پیکار نبود راهِ کوچه به رویِ مادر اگر وا میشد قاتلِ حیدرِ کرّار همان چادر بود که بر آن خاک وُ خوُلِ کوچه تماشا میشد ضربِ شمشیر سر و میخ دلش را زد چاک روضهیِ فاطمیه داشت هویدا میشد چشمِ او تار شد امّا نَه به ضربِ سیلی !!!! قصّهیِ کوچه دوباره غمِ مولا میشد بر زمین ریخته از زخمِ علی خونابه مشقِ آن سینهیِ زخمی شده اِنشا میشد سرِ عادل که شکستند اهالیِ ستم سفرِ کربوبلایِ حرم امضا میشد کوفه معروف به نامردی و بیمهری شد سرِ اربابِ وفا بر رویِ نی جا میشد