کاری به دشت لاله و گلشن ندارم
محمد جواد شیرازیپسندیدن0
بازدید1K
کاری به دشت لاله و گلشن ندارم
آوارهام، جز روضهات مأمن ندارم
من دوستت دارم، بخوان از اشکهایم
از روسیاهی جرئت گفتن ندارم
این لطف زهرا مادرت بوده و گرنه
ظرفیت این عشق را قطعا ندارم
پیش خدای خود به یاد نوکرت باش
تو آبرو داری و اما من ندارم
دردسرت هستم ولی از خود مرانم
من که کسی را غیر تو اصلا ندارم
بر من به نورانیت «جون» ات نظر کن
حالا که پیشت چهرهای روشن ندارم
از آن شبی که آمدم کرب و بلایت
میلی به جنت، یک سر سوزن ندارم
درس بزرگی را من از عابس گرفتم
مجنون که باشم حاجت جوشن ندارم
عریان شدم تا که بدانی با تو هستم
حالا ببین مثل تو پیراهن ندارم
دیشب برایت تا سحر روضه گرفتم
من را ببخش امروز اگر شیون ندارم
تنها خودت تا روز آخر صاحبم باش
زنجیر غیر از عشق بر گردن ندارم