کاروانها یک به یک رفتند سوی کربلا
حسین علاءالدّینپسندیدن0
بازدید1K
کاروانها یک به یک رفتند سوی کربلا
دیدی آخر ماند بر دل آروزی کربلا
همچو بیداران بیدل در میان خاک و خون
کی شود جانم بگیرد رنگ و بوی کربلا
حاضرم بود و نبودم را بگیری در عوض
یک دو جرعه می بنوشم از سبوی کربلا
باز من شبهای جمعه قبله را گم میکنم
باز میخوانم نمازم را به سوی کربلا
هم صفا و هم منا در آروزی تربتش
کعبه گیرد آبرو از آبروی کربلا