کاروانی رسیده است از راه
شهابالدّین خالقیپسندیدن0
بازدید1.1K
کاروانی رسیده است از راه
کاروانی که توشهاش خون است
مینویسد خدا سفرنامه
وصف لیلا و شرح مجنون است
بوی صفین میرسد به مشام
که حسن قاسم و علی است حسین
شاید اینجا غدیرخم باشد
علی اکبر چه منجلی است، حسین
پیش دارالشفای لطف شما
زخم دل نیز مرهمی دارد
کرم و بخشش شما تا هست
رو سیاهی چه عالمی دارد
تو سلیمان کربلا بودی
پیش پای تو نامه میچیدند
دیوها از همه پیامبری
فقط انگشتر تو را دیدند