چون نوبت شهادت سالار دین رسید
شرر بیگدلیپسندیدن0
بازدید1.7K
چون نوبت شهادت سالار دین رسید
هنگام سوگواری «روحُ الامین» رسید
پس ناوکی ز شست یکی تیره روزگار
بر سجدهگاه قبلۀ اهل یقین رسید
زآن یک خدنگِ ناصیهفرسای جانگزا
چندین هزار رخنه به بنیان دین رسید
آمد ز زین، سپهر سعادت، زمین گزین
چون نوبت شقاوت شمر لعین رسید
پس خنجرش که آه! زبانم بریده باد!
بر حنجر شریف امام مبین رسید
سیلابِ خونِ چشمِ جهان ز آسمان گذشت
تا خون ناحقش ز گلو بر زمین رسید
از چشمهسار خنجرش آمد چو تر، گلو
نوبت به آب کوثر و ماء معین رسید
تن از پی زیارت امّت به خاک مانْد
جان در جوار رحمت جانآفرین رسید
سر بر سر سِنان سَنان رفت و تن بمانْد
هم بیلباس آن تن و هم بیکفن بمانْد