چون شد آتش مشتعل از خیمهگاه اهل بیت
آتش اصفهانیپسندیدن0
بازدید1.1K
چون شد آتش مشتعل از خیمهگاه اهل بیت
آسمان شد خیمهای از دود آه اهل بیت
تا که از داس شهادت شد درو، کِشت حسین
مانْد بر دیوار غم، روی چو کاه اهل بیت
چاردهساله مهی شد کشته کز هجر رخش
گریه کردن گشت کار سال و ماه اهل بیت
آنچه در خاطر حسین از گیسوی اکبر نهفت
موبهمو پیدا شد از حال تباه اهل بیت
لشکر درد و مصیبت بست صف در قلبشان
چون که شد مغلوب دشمن، پادشاه اهل بیت
بود دستی کز غم و اندوه بر سر میزدند
آنچه باقی مانده بود از دستگاه اهل بیت
سوختند از آتش ظلم یزید و کس نگفت
چیست، ای بیرحم سنگیندل! گناه اهل بیت
چون که گشتند اهل بیت، اقلیم غم را پادشاه
قطرههای اشک خونین شد، سپاه اهل بیت
کاروان کوفه چون کردی گذر از قتلگاه
گیتی از شرمندگی شد، عذرخواه اهل بیت
بس که ضربت روی ضربت بود بر جسم حسین
سست شد از دیدنش، پای نگاه اهل بیت
آسمان با سنگ غم از کوفه تا شام خراب
بست اندر هر قدم، سدّی به راه اهل بیت
چون سواد شهر شام از دور پیدا شد به چشم
گشت بر مردم عیان، روز سپاه اهل بیت
برق آه اهل بیت از سینه بیرون، گر شدی
خرمن هفت آسمان، یک تلّ خاکستر شدی