چون شب جانسوز عاشورا رسید
جودی خراسانیپسندیدن0
بازدید300+
چون شب جانسوز عاشورا رسید عاشقان را «لیلهالاسرا» رسید سربهسر، سرمست از صهبای عشق جملگی مستغرق دریای عشق از پی شهد شهادت، تنبهتن سربهسر در ذوق، چون طفل از لبن دستهدسته چون گل اندر آن چمن داشتند اصحاب با خود، انجمن هر یکی بر لوح معراج خیال بهر خود، نقش خوشی میزد به فال آن یکی میگفت: من پیش از همه سر دهم بهر عزیز فاطمه آن یکی میگفت: ترک سر کنم جان، فدای اکبر و اصغر کنم آن یکی میگفت با صد شور و شین: جان دهم بهر علمدار حسین آن یکی میگفت: رخ، گلگون کنم جان، فدای قاسم دلخون کنم جمله شه را طالب فیض حضور نی به فکر جنّت و حور و قصور بهر استقبال شمشیر و سنان از بدن بودی روانهاشان، روان