چون باد در مجاورت شمعی، چون شمع در محاصره بادی
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1K
چون باد در مجاورت شمعی، چون شمع در محاصره بادی
با احتساب کرببلا ای کوه، پنجاه و هشت سال نیافتادی
لبخند گشته است فراموشت، با چشمهای روشن و خاموشت
نزدیک به دو سوم عمرت را، در چهرهات ندیده است کسی شادی
زینب که کوه صبر مجسم بود، یک سال و نیم ماند و دوام آورد
اما تو در حدود چهل سال است، مثل سکوت عامل فریادی
تعریف کردهای تو به جای چشم، یک جفت ابر حامل باران را
شاگرد چشمهای تو زینب بود، بر گریه بر حسین تو استادی
هر شب ادامه داد غم خود را، با اشکهای خویش به نحوی که
او را به یاد شام میاندازد، هر گیسوی رها شده در بادی
دورم ز خاک پای تو با این حال، حس میکنم که بعد هزاران سال
در گوشۀ بقیع به آرامی، در سجده است حضرت سجادی