چه کنم؟ آتشی افتاده به جانم، چه کنم؟
علی انسانیپسندیدن0
بازدید400+
چه کنم؟ آتشی افتاده به جانم، چه کنم؟ آتش از آب دو چشمم ننشانم، چه کنم؟ با حضور تو، به من خانهنشینی سهل است گر نمانی تو و، من بیتو بمانم، چه کنم؟ تو در این شهر فقط در به رخم باز کنی ای همیشه نگرانم، نگرانم، چه کنم؟ زرِهم پشت ندارد، به تو پشتم گرم است بیسپر بعد تو، با خصم گرانم، چه کنم؟ گوشهی خانه، من و چار جگر گوشه تو غم ز شش سمت، گرفته به میانم، چه کنم؟ زود ای عمر علی میروی از دست علی بیتو بر ماندن خود نیست گمانم، چه کنم؟