چه خوب شد که سایه سرم ابوتراب شد
علی ذوالقدرپسندیدن0
بازدید21
چه خوب شد که سایه سرم ابوتراب شد نصیب ذره مهر بیکران آفتاب شد گرفته است آشیان به روی چشم عرشیان کسی که خاک پای قنبر ابوتراب شد بزرگتر از این دروغ در تمام دهر نیست که رفت سائلی به سوی حیدر و جواب شد مقام قاریان بدون عشق مرتضی علی شبیه یک درازگوش حامل کتاب شد کبوتری که از حوالی نجف گذشته بود خبر رسید فاتح نبرد با عقاب شد علی و مصطفی دو نور واحدند و در غدیر علی برای جانشینی خود انتخاب شد سپرده دست او خدا اداره امور را مگیر خرده بین ما علی خدا خطاب شد برای مدح نور باید از خدا کمک گرفت وگرنه ذره کِی مدیح گوی آفتاب شد