چنان که خوانده خداوندت بخوان تو نیز خدایت را
محسن ناصحیپسندیدن0
بازدید400+
چنان که خوانده خداوندت بخوان تو نیز خدایت را چنان که بشنودت تاریخ که آیه آیه صدایت را اراده کرده برانگیزد خدا صدای تکامل را در انعکاس خودت ریزد طنین غار حرایت را و ما محمدٌ الّا تو که گل نکرده مگر با تو ازل خروش تو را در خود ابد صدای رسایت را جهان هر آینه می سوزد اگر که سایه نیندازی بگیر بر سر این عالم تو سایه سار عبایت را به راه مانده قیامت را سه سال شعب ابیطالب زمان رسیده که بگذاری درون حادثه پایت را بنای کفر براندازی به فتح مکه بپردازی و تا همیشه برافرازی به روی کعبه لوایت را هزار لات و هبل از رو هزار بولهب از یک سو نشسته اند چه فرعون ها که بشکنند عصایت را چقدر مثل اباذرها نشسته دور تو سلمان ها بلال ها قَرنی هایت رها نکرده ردایت را الا مدینه ی دانایی ! نشسته پشت دریم امّا اجازه ای که درون آئیم ، اجازه ای که ولایت را...!