پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1K
پیکرت از تیر و از سرنیزه مالامال نیست
خنجری دیگر برایت در پر یک شال نیست
گرچه روی پشت بام و زیر خورشیدی، ولی
جسم تو دیگر خدا را شکر در گودال نیست
حیف ام الفضل داری، بی ابالفضلی، ولی؛
موقع تشییع دیگر خواهرت بدحال نیست
بر تنت آرامش بال کبوترهاست و
زیر نعل هیچ اسبی پیکرت پامال نیست
زیر نعل هیچ اسبی نیستی، با این حساب؛
موقع تقطیع جسمت، لشگری خوشحال نیست
سم به تو داده ولیکن بی خیال جسم توست
روی سینه قاتل تو این قدر فعال نیست
خانهات اما خدا را شکر در آرامش است
پیش نامردان به پای دخترت خلخال نیست
زینبی دیگر نداری و نمیبیند دگر
هی سرت در تشت و بر نیزه، زبانم لال! نیست
وزن نعل اسب، از بال کبوتر بیش بود
ذوالجناحت هم کنار خیمه، خونین بال نیست