پیام نور به لبهای پیک وحی خداست
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید1.1K
پیام نور به لبهای پیک وحی خداست بخوان سرود ولایت که عید اهل ولاست با شراب طهور از خم غدیر بزن خدا گواهست که ساقی این شراب خداست خم از غدیر خم و می، می ولای علیست وگرنه صحبت ساقی و جام و باده خطاست غدیر، عید خدا، عید احمد، عید علی غدیر عید نیایش غدیر عید دعاست غدیر صبح سپید همه سپیدیها غدیر، نور خدا، دشمن سیاهیهاست غدیر سید اعیاد و اشرف ایّام غدیر خوبتر از عید روزه و اضحیاست غدیر سلسله دار کمال دین تا حشر غدیر آینه دار علی ولی اللهاست غدیر عید همه عمر با علی بودن غدیر جشن نجات از عذاب روز جزاست غدیر بر همه حق باوران تجلّی حق غدیر ببر همه گمگشتگان چراغ هداست غدیر کعبه مقصود شیعه در عالم غدیر جنّت موعود خلق در دنیاست غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر غدیر میوه توحید اولیا همهجاست غدیر آیینه لا اله الا هو غدیر آیت سبحان ربّی الاعلی است غدیر هدیه نور از خدا به پیغمبر غدیر نقش ولای علی به سینهی ماست غدیر بر کعبه اهل سما و اهل زمین غدیر قبله خلق زمین و خلق سماست غدیر یک سند زنده یک حقیقت محض غدیر خاطرهای جاودانه و زیباست غدیر روشنی چشم پیروان علی غدیر از دل تنگ رسول عقده گشاست غدیر با همگان هم سخن ولی خاموش غدیر با همهکس آشنا ولی تنهاست غدیر صفحه تاریخ وال من والاه غدیر آیه توبیخ عاد من عاداست هنوز از دل تفتیدهی غدیر بلند صدای مدح علی بانوای روحفزاست هنوز گوهر وصف علی بود در گوش هنوز لعل لب مصطفی مدیحه سراست هنوز لاله اکملت دینک روید هنوز طوطی اتممتُ نعمتی گویاست هنوز خواجه لولاک را نداست بلند که هر که را پیمبر منم علی مولاست چنانکه من همگان را به نفس اولایم علی وصی من از نفس او به او اولاست علی علیم و علی عالم و علی اعلم علی ولی و علی والی و علی اولاست علی حقیقت روح و تمام عالم جسم علی سفینه نوح و همه جهان دریاست علی مدرس جبریل در شناخت حق علی معلم آدم به علم الاسماست علی تمامی دین، بغض او تمامی کفر علی ولی خدا، خصم او عدوی خداست علی بود پدر اُمّت و بردار من علی سفیر خدا و علی امیر خداست علیست حج و علی کعبه و علی زمزم علی صفا و علی مروه و علی مسعاست علی صراط و علی محشر و علی میزان علی بهشت و علی کوثر و علی طوباست علی چو شخص پیمبر هماره بیمانند علی چو ذات الهی همیشه بیهمتاست علی شهید و علی شاهد و علی مشهود علی پناه و علی ملجا و علی منجاست علی اذان و اقامه، علی رکوع و سجود علی قیام و قعود علی سلام و دعاست علی حقیقت توحید بر زبان کلیم علی تجلی طور و علی ید بیضاست علی وصی و دم و لحم و نفس پیغمبر علی ابوالحسنین است و شوهر زهرا علی است حق و حقیقت بدور او گرد علی است عدل و عدالت به خط او پویاست علی محمد و فرقان و نور و کوثر، قدر علی مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست علی به قول محمد در مدینه علم ز در درآی که راه خطا همیشه خطاست حدیث منزله را از نبی بگیر و بخلق بگو مخالف هارون مخالف موساست بود وصی نبی آنکسی که نفس نبیاست گرفتم اینکه حدیث غدیر یک رویاست کنندهی در خبیر بود وصی رسول نه آنکه کرد فرار از جهاد، عقل کجاست؟ کسی که گفت سلونی، سزد امامت را نه آن کسی که بلولا، به جهل خود گویاست کسی که جای نبی خفت جانشین نبی است نه آنکه راحتی جان خویش را میساخت چگونه قاتل زهرا امام خلق شود مدینه مرد شرف نیست یا علی تنهاست چگونه مهر بورزم به آن ستم گستر که دود آتش او دور خانه زهراست چگونه غیر علی را امام خود دانم که او سراپا آیینه رسول خداست حدیثی از دولب مصطفی مراست به یاد به آب زر بنویسم اگر رواست رواست کسی که بت شکند بر فراز دوش نبی برای حفظ خلافت ز هرکسی اولاست گواه من به خلافت همان وجود علی است که آفتاب به تایید آفتاب گواه است بود امامت او در کتاب حق معلوم چنان که صورت خورشید در فضا پیداست به دیدگان خدا بین مرتضی سوگند کسی که غیر علی دید دیدهاش اعماست عبادت ثقلینت اگر بود فردا تو را بدون ولایت به ویل و واویلاست به آن نبی که علی را وصی خود فرمود به آن نبی که تمامش ثنای آن مولاست ثواب نیست ثوابی که بیولای علی است نماز نیست نمازی که بیعلی برپاست شکسته باد دهانی که بیعلی باز است بریده باد زبانی که بیعلی گویاست تمرد است بدون علی اگر طاعت تاسف است سوای علی، اگر تقواست به آیه آیه قرآن به حق پیغمبر که راه غیر علی مرگ و نیستی و فناست خدا گواهست که هرکس رهش جدا زعلی است بسان لشکر فرعون راهی دریاست اگر تمام خلایق جدا شوند از او خدا گواست که راه تمام خلق خطاست به جای حور به بوزینه دست داده و بس کسی که غیر علی را امام و رهبر خواست به صد هزار زبان روح مصطفی گوید که ای تمام اُمّت علی امام شماست من و جدا شدن از مرتضی خدا نکند که هرکه گشت جدا از علی جدا زخداست کسیکه فاطمه از ظلم او غضبناک است امامتش غم واندوه و رنج و بلاست مگرنگفت نبی خشم دخترم زهرا شرار خشم خداوندگار بیهمتاست مگر نگفت نبی با هماند، حق و علی اگر علی نبود در میانه حق تنهاست تمام قرآن در حمد و حمد بسم الله تمام بسمله در باعلی چو نقطهی باست خدا گواهست که امروز هر که پیرو اوست مصون ز نار جحیم و عذاب حق فرداست علی کسی است که یک ذرّه از ولایت او نجات بخش تمامی خلق روز جزاست علی کسی است که یک خردل از محبّت او نکوتر است ز دنیا و آنچه در دنیاست اگر زخاک درش کسب آبرو نکند یقین کنید که در حشر آبرو رواست چنانکه غیر خدا را خدای نتوان گفت اگر بغیر علی کس خلیفه گفت خطاست بگو که بند ز بندم جدا کنند به تیغ ز بند بندم آید ندا علی مولاست اگر به تیغ کشندم و یا به دار کشند زبان نه بلکه وجودم به حمد او گویاست به حق کسی نبرد راه جز ز راه علی به هوش باش که راه علی بود ره راست لوای حمد بدست علی بود فردا تمام محشر در ظِلّ این بلند لواست پیمبران همه در تحت دین لوا آیند که این لوای مقدس همان لوای خداست الا کسی که تو را از علی جدا کردند پناهگاه تو در آفتاب حشر کجاست ؟ مرا بروز قیامت به خلد کاری نیست ؟ بهشت من همه در صورت علی پیداست جهنّم است بهشتی که بیعلی باشد جحیم با رخ نورانی علی، زیباست کجا امام توان یافتن چو شخص علی که هم کلام خداوند و هم نشین گداست اگر به چشم شما آفتاب نور دهد وگرکه سایه این نُه سپهر بر سر ماست اگر نسیم سحر میوزد به لاله و گل اگر به ظلمت شب ماه را فروغ و ضیاست اگر تمام سماوات از ستاره پرند وگر چو مائده لبریز دامن صحراست اگر فرشته و حور است و آدمی و پری اگر زمین و سما و بهشت و عرش علاست اگر سیاه و سفید است و اصفر و احمر اگر که روز و شبی یا که صبح و مساست خدا گواست که از یمن دوستی علی است علیست باعث خلقت، علی خدای، گواست علی ولی خدا بود پیش از آنکه خدای به حرف کن، همهی کائنات را آراست خدا برای علی خلق کرد عالم را چنانکه خلقت او را برای خود میخواست تمام عالم ایجاد بیوجود علی بسان کشتی بیناخدای در دریاست مرا بس است تولای چهارده معصوم که این ولایت فوق تمام نعمتهاست مگر نگفت پیمبر کتاب و عترت من ؟ امانتیاست که پیوسته در میان شماست ؟ مگر نگفت که این دو، زهم جدا نشوند اگر جدا ز یکی هر که شد ز هر دو جداست مگر نگفت که این دو ، چو این دو انگشتاند کز اتحاد یکی گرچه در شماره دوتاست عبادت ثقلین است بسته برثقلین که مهر و طاعت هربنده مهرآل عباست درود باد به ارواح چهارده معصوم که در طریقت آنان نجات هر دو سراست بتول و چار محمد، حسین و چار علی دونامشان حسن و آن دو جعفر و موساست بجز محبت آنان نجات نیست که نیست زنید چنگ به دامانشان، نجات اینجاست هنوز محفل ذکر علیاست خاک غدیر ولی چه سود به گوش کسیاست که ناشنواست بگو که خصم شود منکر غدیر چه باک که آفتاب به هر سو نظر کنی پیداست گرفتم آنکه حدیث غدیر و قول رسول مراد دوستی آن امام ارض و سماست چرا بگردنش افکند ریسمان امّت چه شد که دود ز کاشانه علی برخواست؟ سوال من ز تمامی مسلمین این است بدوست این همه آزار نه، به خصم رواست؟ چو عمر صاعقه کوتاه باد دورانش خلافتی که دوامش به کشتن زهراست برای غصب خلافت زدند فاطمه را شرف کجاست؟ مروت کجاست؟ رحم کجاست؟ شکستن در و بیحرمتی به خانه وحی مودتی است که درباره ذویالقربی است؟ اگر قصیده "میثم " بود صد و ده بیت که در عدد صد و ده نام آن ولی خداست فضائلیاست علی را که گفتن هر یک نیازمند هزاران قصیدهی غرّاست استاد غلامرضا سازگار