پهلو زده به ماه، سفیدیّ حنجرت
محمود شریفی (کمیل)پسندیدن0
بازدید1K
پهلو زده به ماه، سفیدیّ حنجرت
حیران شدند آینهها در برابرت
تا چشمزخم حرملهها نشکند تو را
اسفند دود کرده برای تو مادرت
آموزش مبارزه ششماهه دیدهای
سرباز عشق! شانۀ باباست سنگرت
گهواره ماند و حسرت آغوش گرم تو
لالایی سه شعبه چه آورده بر سرت؟
وقتی که ذبح شد گلوی تو مِن الاُذُن
شکر خدا نبود کنارت برادرت!
همبازی سه ساله! کجا پر کشیدهای؟
دق میکند به خیمه از این غصّه خواهرت
شش ماهه، راهِ سالکِ صد ساله رفتهای
پُر شد چه زود از میِ اشراق، ساغرت!
راحت بخواب، غنچۀ نشکفتۀ رباب!
شد سینۀ حسین، ضریح مطهّرت