پسرم رفت و طالعم برگشت
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1.1K
پسرم رفت و طالعم برگشت
خشک لب رفت و دیدهام تر گشت
نه که امروز مصطفی شده است
از قدیم این پسر پیمبر گشت
در طواف رسول، خونین شد
هر سنان که به گرد اکبر گشت
سرشکسته شده است کوفه دوبار
مصطفی هم شبیه حیدر گشت
خون دویده است بر رخ گل من
یاس چون لالههای احمر گشت
سر به سرگشته بیع اکبر و من
تا رخم با رخش برابر گشت
جلوههای حسین، رنگین است
گاه اکبر شد و گه اصغر گشت
مطلع معنی است مقطع او
پسرم رفت و طالعم برگشت