پر میکشم؛ شعرم به دست باد اگر باشد
حسنا محمدزادهپسندیدن0
بازدید1K
پر میکشم؛ شعرم به دست باد اگر باشد
مقصد کویر ِ داغ عشق آباد اگر باشد
در خون گرمت غسل خواهم داد بالم را
پروانۀ افکار من آزاد اگر باشد
شیرینی ِ آب فرات از سکه میافتد
در دستهای تشنۀ فرهاد اگر باشد
امواج، درس عاشقی باید بیاموزند
لبهای خشک ماه من استاد اگر باشد
در این جزیره تشنگی معنا نخواهد یافت
مشکی به دوش مرغ دریا زاد اگر باشد
دستی کلید قفلهای بسته خواهد شد
آن دست - دستی که به خاک افتاد- اگر باشد
یک بغض میدوزد زمین را بر زمان با درد
در سینهاش هفتاد و دو فریاد اگر باشد
بوی خدا پر میکند دلهای خالی را
موی پریشانت به دست باد اگر باشد