پروانهام دوباره مرا آتشم زنید
حسن لطفیپسندیدن0
بازدید1.1K
پروانهام دوباره مرا آتشم زنید هر لحظه هر نفس همه جا آتشم زنید پای فرات، علقمه فرقی نمیکند دست شماست تا که کجا آتشم زنید اصلاً برای گرمی شبهای ماتمت من را خریدهاید که تا آتشم زنید هر شب به حاجتی سر این روضه میرسم شاید میان بزم عزا آتشم زنید من را گره زنید به این بیرق بلند روزی میان کرب و بلا آتشم زنید عمری میان روضهتان گریه میکنم با این امید تا که شما آتشم زنید این چشمها حوالۀ غمهای زینب است اشکی دهید و در همه جا آتشم زنید