پرده را از خیمهام بالا نزن، بگذر برادر
افشین علاءپسندیدن0
بازدید1K
پرده را از خیمهام بالا نزن، بگذر برادر
شرمگینم چون ندارم تحفهای دیگر برادر
این دو قربانی چه قابل؟ جان صد زینب فدایت
هر دو را بگذار بر خاک ره و بگذر، برادر
با شهادت نیز خواهرزاده شد اسباب زحمت
خستهای، دیگر مکش بار غم خواهر، برادر
سینهام بشکاف با شمشیر زهرآلوده، اما
با نگاه شرمگین در چشم من منگر، برادر
خواهری با عشق، برد از یاد زینب مادری را
تسلیت با من مگو جز در غم اکبر، برادر
گرد و خاکی از میان برخاست، چنین واکن ز ابرو
اینک از خیل غلامانت دو تن کمتر، برادر
انتظار شیون از زینب مدار امشب که اشکم
پیش از این خشکیده بر گهوارۀ اصغر، برادر