پا برهنه شد و به میدان زد
وحید قاسمیپسندیدن0
بازدید100+
پا برهنه شد و به میدان زد داد میزد عمو رسیدم من دست من هست پس نبُر دیگر تیغِ زیر گلو... رسیدم من ** تا بیایم غریب لب تشنه با خدا دردِ دل مُفصَّل کن با مناجات گوشۀ گودال نیزهها را کمی معطّل کن ** چه قدر دیر آمدم تیغی بوسه بر دست مهربانم زد قاری خوش صدای آل الله چه کسی نیزه بر دهانت زد ** چند خط شکستۀ مُمتَدّ شکل زخم عمیق پیشانی بی علمدار بودن خیمه علت اصلی پریشانی