پایان سال و وقت حساب و کتاب شد
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید3.3K
پایان سال و وقت حساب و کتاب شد پیشانی ام به محضرتان خیس آب شد هر روز با گناه دلت را شکستهام بین من و تو این همه عصیان حجاب شد گفتند پای نامۀ ما گریه میکنی حال شما ز دیدن نامه خراب شد با این وجود تا که گره خورد کار من یا صاحب الزمانِ دلم مستجاب شد این عمر بیوفا و تو هم دیر کردهای آوای اَلرحیل به جانم عذاب شد امسال هم گدای شب جمعۀ حرم با یک دعای مادرتان بیحساب شد ما را بخر عزیز دل شاه کربلا جان کسی که صورتش از خون خضاب شد نازم به بانویی که به معراج قتلگاه در پاسخش نوای الیّ خطاب شد گودال فوق عرش و تجلی رب آن در پاره حنجر پسر بوتراب شد عمریست روضه خواندم و باور نمیکنم زینب چگونه وارد بزم شراب شد