وقتی که زنهای قریشی
عبدالله باقریپسندیدن0
بازدید300+
وقتی که زنهای قریشی تنها گذاشتن تو رو مادر مونس تنهائیت شدم من که خاطِرت نشه مُکدّر (۲) مسافر من ولی ، حرفاش ، از دوری و هجرونه مسافر من ولی ، حرفاش ، دلم رو میلرزونه مسافر من ولی ، برام ، روضه میخونه روضه میخونه أنا المظلوم روضهی عطش أنا العطشان روضه میخونه أنا الغریب روضهی کفن أنا العریان وقت ولادتِ من اومد هودجی و نشست روی فرش چهارتا بانو که رسیدن برای یاریِ تو از عرش (۲) بازم اومدن ولی ، اینبار ، کنار رأس بی تن بازم اومدن ولی ، اینبار ، دور تنورن با من بازم اومدن ولی ، اینبار ، سینه میزنن سینه میزنن حسین تنها روضه میخونم حسین بی سر سینه میزنن حسین تشنه روضه میخونم رو خاکستر منبع:موسسه ادبیات آیینی بیپلاک