وشمع سوخت و دورش به جای پروانه
وحید عظیم پورپسندیدن0
بازدید4
وشمع سوخت و دورش به جای پروانه شرابخوار و یهودی نشست و بیگانه وشمع سوخت و رقاصه های بی وجدان به بادهی متوکل زدند پیمانه و شمع سوخت و بر گریههاش خندیدند و گریه کرد ، از آن گریههای طفلانه یکی نبود بگوید به امت سلفی که کعبه را نبریدش میان بتخانه یکی نبود بگوید امام جامعه را اذیتش نکنید اینقدر غریبانه یکی نبود بگوید به خانهاش ببرید ولی دگر نبریدش به سوی ویرانه سلام شمع خرابه نشین سامرا که با سه سالهی زهرا شدید همخانه