وسط معرکه درگیر تلاطم شدهای
محمدعلی بیابانیپسندیدن0
بازدید1K
وسط معرکه درگیر تلاطم شدهای
کشت کردند تو را، خوشۀ گندم شدهای
دست و پا میزنی و جان مرا میگیری
مثل شش ماهۀ من غرق تبسّم شدهای
آسمان بدنت رنگ شفق را دارد
بین خون غرق شدی و پُر انجم شدهای
خوب شد با همۀ درد صدایم کردی
فکر کردم به دل خاک بلا گم شدهای
تن بیجان تو را همره خود میبرند
زیر پای همه بازیچۀ مردم شدهای