وجودم نخل از غم بارور بود
غلامرضا سازگار (میثم)پسندیدن0
بازدید38
وجودم نخل از غم بارور بود تمام حاصلم خون جگر بود ز هر شاخه هزاران ميوه دادم همانا پاسخم نيش تبر بود دلم از طفل بر پستان مادر به ديدار اجل مشتاق تر بود اگر چه شاخه هايم را شکستند به هر شاخه هزارانم ثمر بود چه باک از تيغ زهرآلود دشمن علی يک عمر در کام خطر بود هزاران زخم در دل داشتم من که بس کاری ترین اين زخم سر بود به جان فاطمه آن که مرا کشت نه تيغ ابن ملجم، ميخ در بود هزاران استخوان بودم گلوگير هزاران نيش خارم در بصر بود به هر آهم هزاران زخم فرياد به هر زخمم هزارن نيشتر بود تو اي قاتل مرا کشتی نگفتی علی يک عمر غمخوار بشر بود زدی شمشير بر فرق امامی که حتي مهربان تر از پدر بود به اشک و خون دل بنويس "ميثم" علی از فاطمه مظلوم تر بود