همین که جذبۀ چشم حسین دام گذاشت
امیر عظیمیپسندیدن0
بازدید1K
همین که جذبۀ چشم حسین دام گذاشت
مرا کشید به سمتش، «غلام» نام گذاشت
همین که شبنم مرثیه روی گونه نشست
به چشمهای ترم دستی احترام گذاشت
مقام گریهکنانش، مقام پاکان است
که بود آنکه مرا هم در این مقام گذاشت؟
که بود آنکه پس از مستی حسین حسین
حساب مستی من را کنار جام گذاشت
که بود، مادر سادات بوده والله
برای مثل منی باز هم مرام گذاشت
چه لقمههای حلالی که فاطمه هر شب
به روی سفرۀ خالی این غلام گذاشت
و گفت روضه بخوانم؛ «که بود پایش را
به روی سینۀ غمدیدۀ امام گذاشت؟»