هفت بند عشق دارد نینوای زخم تو
جعفر رسولزادهپسندیدن0
بازدید1.3K
هفت بند عشق دارد نینوای زخم تو
ای تمام گریههایم های های زخم تو
در سکوت اشک، پژواک صدایم گم شده است
شرحه شرحه درد میخوانم برای زخم تو
از وداعت در دلم صدپاره خون گل کرده است
داغ من شد تازه در حال و هوای زخم تو
با کدامین دیده میباید تماشایت کنم
هستیام ای کاش میشد رونمای زخم تو
بوسه بر رگهای خونین تو جانم زنده کرد
عمر خود را یافتم در جایجای زخم تو؟
تو شکیبایی به قلبم هدیه فرمودی، ولی
من صبوری چون توانم در عزای زخم تو
کاشکی در غربت آباد دل من خانه داشت
داغ آن خنجر که میشد آشنای زخم تو