هر که خدا را گشت مظهر می شود صادق
رضا یزدی اصلپسندیدن0
بازدید1
هر که خدا را گشت مظهر می شود صادق آن دل که گردد با خداتر می شود صادق دل دادهی حق، دل به هر باطل نمی بندد خوش آن دلی که پیشِ دلبر می شود صادق بیعشقِ اولادِ علی دنیا پُر از کِذب است دنیا به دستِ آلِ حیدر می شود صادق کسبِ رضایت می کند از احمد و حیدر... آن بنده ای که چون ابوذر می شود صادق ما راست می گوییم، حق با غیرِ حیدر نیست از این جهت بر شیعه رهبر می شود صادق سرچشمهی صدق اند کلّ اهل بیت امّا ... صدّیقه شد زهرا و جعفر می شود صادق ما را همه از شیعیانِ جعفری گویند پس در مدارِ شیعه محور می شود صادق در کارزارِ علم و دانش مردِ میدان اوست در جبههی اسلام، لشکر می شود صادق علامهها از علم او تکبیر می گویند یک جلوه از اللهُ اکبر می شود صادق از بس که می خوانند واعظ ها حدیث از او هر منبری را فیضِ منبر می شود صادق قربانِ آن آقا که بیتِ او حسینیه است وقفِ عزای شاهِ بی سر می شود صادق بارانِ چشمش را میانِ روضه می دیدند با یاد جدّش زار و مضطر می شود صادق گریه کنانِ جدّ خود را دوست می دارد با این جماعت، خود برادر می شود صادق بر او شده منصور، مثلِ جِبتِ والطّاغوت یاد آورِ غم های مادر می شود صادق کاشانه اش چون سوخت یاد مادرش افتاد محزونِ داغِ آتش و در می شود صادق با آن همه قدر و جلال و آن همه شاگرد بی مرقد و صحن و کبوتر می شود صادق یک روز می سازیم با هم مرقد او را با دستِ مهدی گنبدش زر می شود صادق نزدیک گشته مرگِ وهّابیتِ کاذب روزِ فرج دنیا سراسر می شود صادق