هر طرف غوغای بزم شامیان
محمدسعید میرزاییپسندیدن0
بازدید1K
هر طرف غوغای بزم شامیان
خیل خاموش غریبان در میان
آمده رأس حسین از کربلا
آفتاب افتاده در تشت طلا
بشْنوید، ای شامیان شرمگین!
خطبۀ فرزند خورشید است، این
گفت زینب: شرم کن از جدّ من
خیزران بر این لب و دندان مزن
این لب و دندان، بهشت کوثر است
جایگاه بوسۀ پیغمبر است
خود مگر آیینۀ کوثر نبود؟
جای او بر دوش پیغمبر نبود؟
این سر از آغوش طاها آمده است
این سر از دامان زهرا آمده است