هر شعر میگویم فقط یک مشت تمجید است
ایمان طرفهپسندیدن0
بازدید1K
هر شعر میگویم فقط یک مشت تمجید است
در صحت اشعار من بسیار تردید است
این بار میخواهم روایت واقعی باشد
در هالۀ ابهام، شاعر رو به تهدید است
دنیا کمتر خم کرده در تاریکی سنگین
زن، کوه آسا، راوی آن ظهر جاوید است
حق دارد این جا غیرزیبایی نمیبیند
زن، کهکشان سالار هفتاد و دو خورشید است
شب با تمام ریشههای وحشت انگیزش
در گردباد لهجۀ او شاخهای بید است
پیچید در لحنش صدای غرش حیدر
عمر علی در خطبههایش رو به تجدید است
او مبدأ تاریخ لرزش در تن بیداد
او کاملاً حق است، حا و قاف و تشدید است
میخواستم امروز شعری تازه بنویسم
این بار هم دیدم فقط یک مشت تمجید است
در آسمان، بر نیزه، یا در تشت زرّینی
خورشید در هر جا که باشد باز خورشید است