هجوم ناگهان و وای زینب
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید4K
هجوم ناگهان و وای زینب به سمت کاروان و وای زینب تن آقا بدون غسل و دفن و بدون سایه بان و وای زینب شنیده شد صدای مادری که نشسته قد کمان و وای زینب رسیده بر سر گودال اما خمیده ناتوان و وای زینب دوباره دستهایی را که بستند دوباره ریسمان و وای زینب دوباره کربلا غوغا و غوغا دوباره سایه بان و وای زینب شب و صحرا و آتش، طفل و معجر امان و الامان و وای زینب دوباره گمشده در بین صحرا دوتا از کودکان و وای زینب علی اکبر لطیفیان