هجوم ناگهان و ... وای زینب
علی اکبر لطیفیانپسندیدن0
بازدید1K
هجوم ناگهان و ... وای زینب
به سمت کاروان و ... وای زینب
تن آقا بدون غسل و دفن و
بدون سایبان و ... وای زینب
شنیده شد صدای مادری که
نشسته قد کمان و ... وای زینب
رسیده بر سر گودال امّا
خمیده ... ناتوان و ... وای زینب
دوباره دستهایی را که بستند
دوباره ریسمان و ... وای زینب
دوباره کربلا غوغا و غوغا
دوباره ساربان و ... وای زینب
شب و صحرا و آتش، طفل و معجر
امان و الامان و ... وای زینب
دوباره گمشده در بین صحرا
دو تا از کودکان و ... وای زینب
نمانده روی گوشی گوشواره
به لبها نیمهجان و ... وای زینب
برای دخترکهای هراسان
نباشد پاسبان و ... وای زینب