نی، ناله کرد و باز ترنم، شروع شد
محمدجواد غفورزاده (شفق)پسندیدن0
بازدید1K
نی، ناله کرد و باز ترنم، شروع شد
فصل هبوط آدم و گندم، شروع شد
دریای بی کران شهادت، که موج زد
توفان نوح بود و تلاطم شروع شد
از برکۀ غدیر، محرم طلوع کرد
سر مستی حبیب هم از خم شروع شد
باران اشک شیفتگان غم حسین
تا گفتم: السلام علیکم شروع شد
روح دعا به نام اباالفضل چون رسید
غوغایی از توسل مردم شروع شد
از اشک و خون، اگر چه وضو میگرفت عشق
از تربت شهید، تیمم شروع شد
ای آسمان! مصیبت عظمای اهلبیت
از قتلگاه عصمت پنجم شروع شد
فصل به خون نشستن گلهای باغ وحی
از آیۀ لیذهب عنکم شروع شد
با آنکه باغ گل به محبت نیاز داشت
با تازیانه، ناز و تنعم شروع شد
وقتی دل ستارۀ محمل نشین شکست
با ماه روی نیزه تکلم شروع شد