نگاه چشم ترم کل صحنهها را دید
شاعران اهل بیت (ع)پسندیدن0
بازدید1
نگاه چشم ترم کل صحنهها را ديد در اين ميان فقط از دست زجر مي ترسيد اگرچه سينهام از هُرم زهر مي سوزد ولي وجود من از داغ کربلا خشکيد چه گويمت که کجا رفتم و چهها ديدم در اوج کودکيم قامتم ز غصه خميد چه گويمت که در آنجا چه ظلم ها کردند چه لالهها چه قدر غنچه ها که دشمن چيد چه گويمت من از آن لحظه که عمو مي رفت کنار آب رسيد و نمي از آن نچشيد چه گويمت من از آن لحظه که علم افتاد حرم نه کل جهان بود که ز هم پاشيد چه گويمت که امامي ز صدر زين افتاد و نيزه ها که تن پادشاه را بوسيد مقابل من و عمه... رقيه سيلي خورد هزار مرتبه ازدرد هي به خود پيچيد ميان قافله او را نشانه مي کردند چه لحظهها که مغيلان به پاي او نرسيد چه بوسه ها که نزد عمه جان به صورتمان به جاي زخم کبودي به جاي دست پليد در آن دقيقه که از تل نگاه مي کردم تمام موي سرم شد شبيه عمه سفيد اگر چه زهر جفا قاتلي به قلبم شد ولي قدم فقط از داغ کربلا خم شد